𝗔𝗻𝗮

Miow

دنبال یه کتاب خوب برای خوندن یا خریدن میگردین؟

قطعا پیشنهاد من "آسمان سرخ در سپیده دم" عه!

نمیخوام اسپویلش کنم فقط خیلی خوبه و برخلاف همه ی کتابایی که من خوندم یه دفعه ای تموم نشد ><

جملات و دیالوگها بشدت قشنگن!

 

اگه کتاب رو خوندین حتما نظرتونو بهم بگین!

پی‌نوشت: این hyunpic امروز واقعا خوشگله! 

کتاب: آسمان سرخ در سپیده دم (نوشته‌ی الیزابت لرد)

  • ۲
  • نظرات [ ۰ ]
    • 𝘢𝘮𝘪 𝘤𝘩𝘢𝘯
    • دوشنبه ۱۳ تیر ۰۱

    𝗦𝘁𝗮𝘆𝘀

    Miow

    بهترین شروع تابستون برای امسال بود:))

    فک کن یه روز یهو بهت بگن بیا مدرسه..و تو بری و کلی خاطره خوب رقم بزنی:))

    دوستاتو ببینی، عکسای سم بگیرین و از مدرسه فارغ تحصیل شین:)

     

    شب خونه دوستم موندم و اینجوری بودم که "اوکی شاید یه بست فرند خوب باشه.."

    و بود:))))

    تا نصفه شب بیدار موندیم و برای اسکیز عر زدیم..(یه استی واقعی:)))

    بعد از مدتها واقعا بهم خوش گذشت:)

    من الان واقعا یه استی ام:)

    میتونم اینو هفته‌ی استی بودن در نظر بگیرم (۳۰ امم به عنوان روز استی شدن..چون تاریخ دقیقی نداشتم..)

     

    فسفرای مغزم سوخته:)))

    تا ساعت سه شب موزیک ویدیو تحلیل کردن و دیدن اسپویلا ظاهرا کار خودشو ساخته:))

    بماند که چقد برای بازوهای چانگبین (سید😔📿) عر زدیممم

    کلی سناریو چیدیم..خیلی خوب بود:)

    خیلی وقت بود انقد زندگی عالی نبود:)))

     

    ممنون ازت..الان یکی درکم میکنه..الان یکی کنارم برای اسکیز عر میزنه و استیه..الان حس میکنم دوباره یه بست فرند دارم که میتونم باهاش غیبت کنم، برای اسکیز عر بزنیم (بدون اینکه درمورد گروه دیگه صحبت کنیم:))، یکی که پایست و خجالتی و کیوته:))

    هانا..ممنونم:)

    الان احساس تنهایی نمیکنم:))

    اوکی الان گریه میکنم-

     

    من الان از ته دل اسکیزو دوست دارم:) الان واقعا یه دلیل خوب برای ادامه دادن دارم:)

    همشو مدیون توعم:)💓

  • نظرات [ ۹ ]
    • 𝘢𝘮𝘪 𝘤𝘩𝘢𝘯
    • شنبه ۴ تیر ۰۱

    𝗠𝘆𝘀𝘁𝗲𝗿𝘆

    Miow

     

    کلنل لبخندی زد که دندان‌های سفید و مرتبش را زیر نور شمع به نمایش گذاشت: «فرار توی ذات من نیست، همان‌طور که در وجود تو نیست، مو. من مسئولیت گذشته‌های خودم را هرچه باشد، گردن می‌گیرم.» تکه روزنامه‌ها را جمع کرد و برگرداند توی پاکت: «ما نمیتوانیم گذشته‌مان را عوض کنیم، سرباز. فقط می‌توانیم شکرگزار رسیدن یک روز نو باشیم و پیش برویم.» 

    به اون تکیه دادم: «درست است، قربان. من به شما افتخار میکنم.»

     

    پی‌نوشت: خیلی کتاب خوبی بود:))

    اولش فکر میکردم یه کتاب سادست..بعد که جلوتر رفتم، ماجرا جالب تر شد و وقتی آخراش بود مدام شگفت زده میشدم. به خوندنش می‌ارزه! 

     

    کتاب: سه‌بار خوش‌شانسی (نوشته‌ی شیلا ترنیج)

  • ۶
  • نظرات [ ۰ ]
    • 𝘢𝘮𝘪 𝘤𝘩𝘢𝘯
    • شنبه ۲۸ خرداد ۰۱

    𝗠𝗶𝗼𝘄

    Miow

    درود!:>

    من بلاخره امتحانامو دادم:))

    و اره تابستون منم شروع شده:)))

    اگه دقت کرده باشین به مناسبت این رویداد بزرگ و تاریخی (تابستون) قالب اینجا رو عوض کردم:)))

    خیلی ذوق دارممم..این اولین قالبیه که زدم و نزدیک دو ساعت درگیرش بودم😭😂

    چطور شددد؟

     

    کلی حرف داشتم برای گفتن ولی خب یادم رفت پس بیخیالش"-"..

    حرفی برای گفتن از جانب شما هست؟ گوش میدم!

  • ۴
  • نظرات [ ۱ ]
    • 𝘢𝘮𝘪 𝘤𝘩𝘢𝘯
    • پنجشنبه ۲۶ خرداد ۰۱

    𝗪𝗶𝗻𝗻𝗶𝗲

    Miow

    آمی انقدری وینیشو دوست داره که نذاره کسی بفهمه وینی هنوزم تنها همخونشه

    و وینی هم انقدری آمیو دوست داره که نمیذاره تنها بمونه.

    و این قطعا قشنگه..

     

    پی‌نوشت: وینی خیلی کیوت و خوشگله:') ولی چون بیش از حد از آدما میترسه (همینم برای خودش داستان داره..قبلا اینطوری نبود)، به کسی جز آمی نزدیک نمیشه.

    پی‌نوشت۲: امکان داره الان بعضیا بپرسن "عه پس کاتن چیشد؟" اون هنوزم هست منتها با یه آمی دیگست. فرق این دوتا آمی توی جنسیتاشونه..آمی ای که کاتنو داره پسره ولی آمی ای که وینی رو داره دخترهD:

    پی‌نوشت۳: آخرین هفته ی امتحانات رو میگذرونیممم!

  • ۶
  • نظرات [ ۱۵ ]
    • 𝘢𝘮𝘪 𝘤𝘩𝘢𝘯
    • شنبه ۲۱ خرداد ۰۱

    𝗧𝗶𝗿𝗲𝗱

    Miow

    اگه میمردم هم انقد خسته و مریض نبودم.

    ممنون از شانس عزیزم که حین امتحانا هم پریود میشم هم جوری مریض میشم که نتونم درس بخونم یا حتی راه برمㅠㅠ..

     

    هم اکنون از شدت درد و سوزش دارم عر میزنم و خوابم نمیبره

  • ۶
  • نظرات [ ۶ ]
    • 𝘢𝘮𝘪 𝘤𝘩𝘢𝘯
    • پنجشنبه ۵ خرداد ۰۱

    𝗦𝗶𝗺𝗽𝗹𝗲

    Miow

    "..داستان‌ها و نقاشی‌ها پنجره‌هایی به روح هر آدم هستند. اگر همه‌ی ما نقاشی‌های یکسانی بکشیم، نگرانم خودمان بودن را که ما را درخشان و شاد و منحصربه‌فرد می‌کند، از دست بدهیم. چرا نباید داستان‌های زیبایی که می‌نویسیم را برای هم بخوانیم؟ تصور کنید چقدر برای ما غم‌انگیز می‌شد اگر معلم هانس کریستین آندرسن قصه‌های پریان او را درباره‌ی پری‌های دریایی، قوری‌های سخنگو و چمدان‌های پرنده ممنوع می‌کرد!"

     

    مادربزرگ آهسته می‌گوید: «وقتی یکی می‌ره، اشکالی نداره ناراحت بشی، چون این یعنی ما خوشبختیم. خوشبختیم که کسی رو اون‌قدر دوست داشتیم که قسمت خاصی از زندگیمون شده.»

     

    مادربزرگ آهی می‌کشد: «نه اینگه ماریا! اینکه یاد بگیری بدون مامانت زندگی کنی به معنی فراموش کردنش نیست. به این معنیه که یاد می‌گیری هر روز وقتی چیزهای خوب در موردش یادت میاد، کمتر گریه کنی و بیشتر بخندی. یه روز صبح از خواب بیدار می‌شی و می‌فهمی روزهاست که به مامانت فکر نکردی، ولی این، زندگی‌ای رو که با هم داشتید غیب نمی‌کنه. و وقتی یه مدت طولانی گذشت، وقتی اصلأ توقعش رو نداری، گاهی بازم دلت می‌خواد گریه کنی، و اینم عیبی نداره.»

     

    اشک‌ها و لبخندها. غم و شادی. از دست دادن و عشق. اشکالی ندارد که هر دو را داشته باشم. حالا این را می‌دانم.

     

    پی‌نوشت: اینگه ماریای عزیز! واقعا از خوندن داستانت لذت بردم..ببخشید که اولش نمیخواستم بخونمش:'| 

    پی‌نوشت۲: اگه دلتون لک زده که یه رمان ساده، روون و خوشگل بخونین این قطعا پیشنهاد منه!:') آخرشم قول میدم با یه لبخند کتابو تموم کنین:'))

    پی‌نوشت۳: این مدت کتاب زیاد خوندم چون احساس تنهایی زیادی میکردم ولی خوندن کتاب چیزیه که برات از یه دنیای دیگه خاطره میسازه و قرار نیست الان احساس تنهایی کنم:))

    کتاب: وروجک تازه‌وارد (نوشته‌ی کاترینا نانِستاد)

  • ۶
  • نظرات [ ۱۴ ]
    • 𝘢𝘮𝘪 𝘤𝘩𝘢𝘯
    • سه شنبه ۲۷ ارديبهشت ۰۱

    𝗛𝗮𝗻𝗮𝗵𝗮𝗸𝗶

    Miow

    آیا هاناهاکی قشنگترین بیماری افسانه ای نیست که وجود داره؟!

    ​​

    پی‌نوشت: شما هم همون مرضیو دارین که کارکترتونو زجرکش میکنه ولی به شما حس خوبی میده که امتحانش کردین؟!

  • ۵
  • نظرات [ ۴ ]
    • 𝘢𝘮𝘪 𝘤𝘩𝘢𝘯
    • دوشنبه ۱۹ ارديبهشت ۰۱

    𝗔𝗯𝗼𝘂𝘁 𝗺𝗲

    Miow

    سلام:>

    گشادی رو گذاشتم کنار و تصمیم گرفتم از امروز منم چالش "درباره من" از پشمک جان رو شروع کنم!⁦( ╹▽╹ )⁩

    اشکالی نداره اگه نخونیدش در هر صورت این پست حس خوبی بهم میده☝🏻✨

  • ۷
  • نظرات [ ۵۰ ]
    • 𝘢𝘮𝘪 𝘤𝘩𝘢𝘯
    • شنبه ۱۷ ارديبهشت ۰۱

    𝗧𝗵𝗲 𝗽𝗮𝘀𝘁

    Miow

    هیچوقت قرار نیست بفهمم چرا آهنگای قدیمیم انقد وایب خوب و پر غمی میدن:))

  • ۶
  • نظرات [ ۴ ]
    • 𝘢𝘮𝘪 𝘤𝘩𝘢𝘯
    • دوشنبه ۱۲ ارديبهشت ۰۱